
یک رمضان دیگر بر ما گذر کرد و رفت ! نمیدانم توشه ایی از دعا و احیا به خورجین دل پرگناهم از حساب کرامت خدا واریز شد یا نه ! هر چه بود و هرچه بود همین بود ! من حساب خدا را بی حساب میشمارم و میدانم قدری هم به اندازه اشکهایم و به عمق قسم هایم کنار گذاشته! انشاالله...
ادامه مطلب
هیچ اتفاقے اتفاقے نیست کم کم خـــدا تو رو به هر چیزی که صلاحته میرسونه...
ادامه مطلب
نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم.. بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد.. که ضربه های روی سررا باید آرام بوسید.. و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد.. یک روزی که خوشحال تر بودم.. می آیم و می نویسم که " این نیز بگذرد " مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل و طوفان از نوا افتاده است.. یک روزی که خوشحال تر بودم.. یک نقاشی از پاییز میگذارم که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست .. زندگی پاییز هم می شود رنگارنگ ، از همه رنگ، بخر و ببر.. یک روزی که خوشحال تر بودم.. نذرم...
ادامه مطلب